گر بدین‌سان زیست باید پست
من چه بی‌شرمم اگر فانوسِ عمرم را به رسوایی نیاویزم
بر بلندِ کاجِ خشکِ کوچه‌ی بن‌بست.
 
گر بدین‌سان زیست باید پاک
من چه ناپاکم اگر ننشانم از ایمانِ خود، چون کوه
یادگاری جاودانه، بر ترازِ بی‌بقایِ خاک.
 
 احمد شاملو - ۱۳۳۲
 


خواب بدی دیدم. به خواب بد میگن کابوس دیگه؟! از این که عمری به چیزی اعتقاد داشتم که هیچ اعتمادی بهش نبود، خیلی عصبانی بودم.  همون جا اینقد سرمو کوبیدم رو دیوار که از خواب بیدار شدم. فک کنم تو خواب به لعنت الهی پیوستم! 
خدایا می تونی با شادی هام، ناراحتی هام، دلتنگی هام، با امیدم، با اونایی که دوسشون دارم، خلاصه با تمام زندگیم بازی کنی، اما خواهش می کنم به ایمانم کار نداشته باش. اون رو لازم دارم.