1- بعضی روزا فک می کنم زندگیم شبیه سیفون دستشویی شده، 
دوس دارم داد بزنم هی آقا برو تو صف، نوبت رو رعایت کن...

2- به نظرم کلمات خودشون به تنهایی تلخ یا شیرین نیستند، همش بستگی به گوینده داره!
مثلاً شنیدن کلمه ی "عزیزم" از دهن بعضی ها واسم مث فحشه،
ولی  کسانی تو زندگیم هستن که وقتی بم میگن "غلط زیادی نکن" کلی ذوق می کنم :|

3- چه زیباست احمق نبودن و احمقانه رفتار کردن...

4- جدیداً خوندم احساسات و عواطف هم به وسیله ی هورمون ها کنترل میشه. یعنی هورمون ها ما رو عاشق می کنن! با احتساب این که خوردن و خوابیدن و کلاً فعالیت های بدن زیر دست این هورمون های فلان فلان شده است، من می تونم با اطمینان بگم ما برده ایم، برده ی مشتی هورمون! 

5- بعداً...