شعر وقتی بیاد، میاد! کاری نداره سر کلاس ژنتیک باشی یا باکتری!
آه که این طور...!
 



چو آهو بر من مسکین گذر کرد
مرا دید و رخ از من برحذر کرد

مرا امشب رمق در جان نماندست
کجا پروانه این شب را سحر کرد

بهار آمد فغان در گل وفا نیست
چرا این بلبل رسوا خطر کرد

به من گویی تحمل کن خدا را
که دلبر زیر عالم را زبر کرد

دلم با آن پری میلی نبودش
فریب چشم جادویش اثر کرد

دریغا از من و آشفته حالی
که عمر بی بها صرف نظر کرد

به زندان رفتن یوسف چه سودی
زلیخا عالم و آدم خبر کرد

لبش چون وا کُند آن یاس زیبا
تو گویی جلوه ای چون شاخ تر کرد

پیام عاشقان کی با کلامست
علی هم اشک خونین نامه بر کرد