یارو میره زن میگیره، بعد به زنش میگه تو باید چادر سرت کنی! یکی نیس بگه خب خر نفهم، تو اگه زن چادری می خواستی، می رفتی یه زن چادری میگرفتی. چشات که کور نبود...؟ بود؟


پی نوشت های بعضاً بی ربط:
پ.ن 1: دیگران رو همون طور که هستند باید دوست داشته باشیم، نه همون طور که خودمون میخوایم.  
پ.ن 2: بیچاره پسرا. وقتی که 22 یا 23 سالشونه، عاشق میشن ولی خونواده شون نمیذاره زن بگیره. کم کم زمان میگذره و دیگه نسبت به همه چی بی تفاوت میشه. حالا بالای 32 سال سنشه و خونواده هر چی اصرار می کنه زن نمیگیره. هی بهش میگن این همه دختر برو یکی رو بگیر ولی به قول شازده کوچولو بین این همه گل، هیچی گل خودم نمیشه. 
پ.ن 3: دلم گرفته! باید برم یه چاه باز کن بخرم، بخورم، راحت شم...
پ.ن 4:  شازده کوچولو خطاب به یه عالمه گل سرخ میگه: شما سر سوزنی مثل گل من نیستید نه کسی شما رو اهلی کرده نه شما کسی رو. شما خوشگلید اما خالی هستید براتون نمیشه مُرد! اون به همه ی شما سَره! چون اون گل منه! جز با دل، هیچی رو اونطور که باید نمیشه دید، نهاد و گوهر و ذات رو چشم سر نمی بینه.
پ.ن 5: قبول دارم خیلی از پسرا فقط به زیبایی صورت اهمیت میدن اما به نظرم اول زیبایی سیرت بعد زیبایی صورت. بیش تر که فکر می کنم می بینم همه چی تو کلمه ی "درک" خلاصه میشه. 
پ.ن 6: بعضی پسرا تا 40 سالگی هم هنوز دهنشون بوی شیر میده.
پ.ن 7: به عشق در نگاه اول هم اعتقاد دارم هم ندارم. اصن یه وضی.
پ.ن 8: چگونه پیش تو ناید پری به شاگردی // که مو به موی تو در علم غمزه استاد است! 
پ.ن 9: کلاخا دوباره هی قار فار می کنن...!