گاه عشق گم است؛ اما هست، هست، چون نیست. عشق مگر چیست؟ آن چه که پیداست؟ نه، عشق اگر پیدا شد که دیگر عشق نیست. معرفت است. عشق از آن رو هست، که نیست. پیدا نیست و حس می شود. می شوراند. منقلب می کند. به رقص و شلنگ اندازی وا می دارد. می گریاند. می چزاند. می کوباند و می دواند. دیوانه به صحرا ..


جای خالی سلوچ
محمود دولت آبادی

_________________

شازده کوچولو پرسید:
پس آدمها کجا هستند؟
در صحرا آدم احساس تنهایی میکند!

مار گفت:
با آدمها هم احساس تنهایی میکنی...!
... 

شازده کوچولو
آنتوان دوسنت اگزوپری

_________________

یک مرده ممکن است رستاخیز کند، 
اما عشقی که با نفرت خاموش شده است، 
دیگر زنده نمی شود...


کبوترها و بازها 
گراتزیا دلدا


پ.ن 1: وقتی خدا تو آیه 64 سوره ی عنکبوت میگه دنیا جز لهو و لعب نیست، دیگه هیچ حرفی رو واسه گفتن باقی نمیذاره. یه لحظه تجسم کن! تمام این کارایی که ما داریم می کنیم، فقط برای سرگرمیه! انگار یه بچه داره با عروسکش بازی می کنه! ببین آدم چقدر می تونه پست بشه که از کوچک ترین چیز زندگیش مثل نمره ی امتحانش ناراحت بشه! 
پ.ن 2: رهایی ریشه ی ما بود، همه اندیشه ی ما بود، ولی در آن روی سکه تبر بر ریشه ی ما بود...
پ.ن 3: اگه باور داشتیم قراره یه عمری همدیگه رو دیگه نبینیم، به خدا واسه با هم بودن، همین الان هم دیر بود.
پ.ن 4: به دیدنت از دور هم قانعم. دیگه ازت چیزی نمی خوام که قناعت گنج بی پایان دنیاست.