اول از همه بگم سگ تو روح اونی که درس باکتری شناسی رو واسه پزشکی گذاشته آخه این همه دری وری بچپونیم تو مغزمون که چی باشه؟ چه هدفی دارن وقتی روز بعد امتحان همه چی یادمون میره؟ تازه اونم اگه چیزی یاد گرفته باشیم!!
الهی مادرت به عزات بشینه باکتری (لعنت الله علیه) که اصن پیش نمیری...


آها داشتم جزوه جلسه پنج رو میخوندم که آخرش یه شعر از سهراب بود و یهو طبعم گل کرد و یاد این شعرش افتادم:

...
من قطاری دیدم، روشنایی می برد.
من قطاری دیدم، فقه می برد و چه سنگین می رفت.
من قطاری دیدم، که سیاست می برد (و چه خالی می رفت)
من قطاری دیدم، تخم نیلوفر و آواز قناری می برد
و هواپیمایی، که در آن اوج هزاران پایی
خاک از شیشه آن پیدا بود
...


و حالا شعر من:

من گربه ای را دیدم
که کیسه زباله پاره می کرد
و بوی زباله روی فاضلاب را کم می کرد!
من سانتافه ای دیدم
که 160 می راند و چه عالی می رفت!
و پرایدی دیدم
که جسورانه 120 می رفت (و پرواز می کرد!)
آن طرف ها گل یاس غمگین است
و نیلوفر دفتر مشقش را گم کردست!
آه توپولف اینجاست اگر بگذارند
صلح و صفا سیری چند؟
پلیس نامحسوس برود گم بشود!!