آری، تو آنکه دل طلبد آنی
اما
افسوس
دیری ست کان کبوتر خون آلود
جویای برج گمشده ی جادو
پرواز کرده ست

بی دل / آخر شاهنامه / مهدی اخوان ثالث

اون کسی که من از تمام دنیا می خوام توئی، ولی افسوس که تصور "با تو بودن" دیگه برام ممکن نیست. سرنوشت من سرگردانی در حلقه ای است که روزی در دستانت می بینم. الان دنیای من در انگشتان تو خلاصه شده. برای من دست های تو مقدس اند.