تبلیغات
.:: رســـــواى دل ::. - مطالب اردیبهشت 1392

پسر عموم سه روزه تو کماس، نامزد هم داره، اصلاً حوصله ی یه مصیبت تازه رو ندارم... خواهشاً دعاش کنید :(


گاه عشق گم است؛ اما هست، هست، چون نیست. عشق مگر چیست؟ آن چه که پیداست؟ نه، عشق اگر پیدا شد که دیگر عشق نیست. معرفت است. عشق از آن رو هست، که نیست. پیدا نیست و حس می شود. می شوراند. منقلب می کند. به رقص و شلنگ اندازی وا می دارد. می گریاند. می چزاند. می کوباند و می دواند. دیوانه به صحرا ..


جای خالی سلوچ
محمود دولت آبادی

_________________

شازده کوچولو پرسید:
پس آدمها کجا هستند؟
در صحرا آدم احساس تنهایی میکند!

مار گفت:
با آدمها هم احساس تنهایی میکنی...!
... 

شازده کوچولو
آنتوان دوسنت اگزوپری

_________________

یک مرده ممکن است رستاخیز کند، 
اما عشقی که با نفرت خاموش شده است، 
دیگر زنده نمی شود...


کبوترها و بازها 
گراتزیا دلدا


پ.ن 1: وقتی خدا تو آیه 64 سوره ی عنکبوت میگه دنیا جز لهو و لعب نیست، دیگه هیچ حرفی رو واسه گفتن باقی نمیذاره. یه لحظه تجسم کن! تمام این کارایی که ما داریم می کنیم، فقط برای سرگرمیه! انگار یه بچه داره با عروسکش بازی می کنه! ببین آدم چقدر می تونه پست بشه که از کوچک ترین چیز زندگیش مثل نمره ی امتحانش ناراحت بشه! 
پ.ن 2: رهایی ریشه ی ما بود، همه اندیشه ی ما بود، ولی در آن روی سکه تبر بر ریشه ی ما بود...
پ.ن 3: اگه باور داشتیم قراره یه عمری همدیگه رو دیگه نبینیم، به خدا واسه با هم بودن، همین الان هم دیر بود.
پ.ن 4: به دیدنت از دور هم قانعم. دیگه ازت چیزی نمی خوام که قناعت گنج بی پایان دنیاست.



مرهم زخم های کهنه ام، کنج لبان توست
بوسه نمی خواهم...
چیزی بگو!

احمد شاملو


پ.ن 1: اگر دشنام فرمایی وگر نفرین دعا گویم // جواب تلخ می زیبد لب لعل شکر خارا [حافظ شیرازی]
پ.ن 2: دعات گفتم و دشنام اگر دهی سهلست // که با شکردهنان خوش بود سؤال و جواب [سعدی شیرازی]
پ.ن 3: به قول ابی: "چیزی بگو اما نگو از مرگ یاد و خاطره // کابوس رفتنت بگو از لحظه های من بره"
پ.ن 4: تقریباً الان می تونم بگم زندگی هیچ چیزی برای عرضه نداره!هیچ خبری نمی تونه خوشحالم کنه... :(
پ.ن 5: یاد شعر اخوان ثالث افتادم: "من اینجا بس دلم تنگ است! و هر سازی که می بینم بد آهنگ است..."
پ.ن 6: نه به وصل می رسانی، نه به قتل می رهانی! البته وصل دیگه مهم نیس، به همون قتل راضی ام!
پ.ن 7: بعضی ها دل می کنند که درد نکشد، ما درد می کشیم که دل نکنیم! عجب! 
پ.ن 8: تا چه پیش آید و چه در نظر افتد! به زندگی ادامه می دهیم... 
پ.ن 9: به هیچ فکر می کنم! و تو چه می دانی که هیچ چیست!
پ.ن 10: و بازم حرف آخر و نتیجه ی همیشگی: هیچ، هیچ، هیچ...


اینایی که میگید زندگی زیباست، خوبه، شاده، خدا اینجاست و از این چرت و پرتا ! خواهشاً خفه شید! 



به زخم خورده حکایت کنم ز دست جراحت // که تندرست ملامت کند چو من بخروشم


دردی که من داشتم، سرطان بدخیمی بود که متاستاز کرد تو روحم! ای تو روحش!


دیشب تو خواب دیدمت.

تعبیر: مگه تو خواب ببینمت.



I close both locks below the window

I close both blinds and turn away

Sometimes solutions aren't so simple

Sometimes goodbye's the only way


And the sun will set for you

The sun will set for you

And the shadow of the day

Will embrace the world in grey

...


سیاه نامه تر از خود کسی نمی بینم

چگونه چون قلمم دود دل به سر نرود

:(


یعنی منم خدایی دارم؟

:(


از وقتی کچل کردم نسبت به خودم و زندگی دیدم بهتر شده. یه جورایی امید به زندگیم بیش تر شده! 

فقط تنها مشکل اینه که زنگ زدن و بم گفتن دیواااااانه چرا کچل کردی؟ 
مگه نمی دونی سه هفته دیگه عروسی خواهرته؟ 
و بشون گفتم الان دقیقاً شبیه یه سرباز دو ماه خدمتم 


آخرین باری که گریه کردی و سبک شدی کی بوده؟
در مورد من یکی سال 86 بود بعد از شنیدن خبر تصادف عموم که الان زیر چند متر خاک خوابیده :(
و اون یکی آبان ماه سال 90 بود ساعت 3 شب که واسه خودم گریه کردم!
الان از دست خودم کلافه ام. دوس دارم بشینم یه چند ساعتی رو خوب گریه کنم که آروم بشم ولی نمیشه. 
یعنی مث اون گریه ها نمیشه، یعنی منو خالی نمی کنه، میشه مث این همه اشک که تو این مدت ریختم
 و همین اعصابم رو به هم میریزه. :(

 I'm listening to:

Take care it’s such a lonely sky

They’ll trap your wings, my love, and hold your flight

They’ll build a cage and steal your only sky

Fly away, fly to me, fly when the wind is high

I’m sailing beside you in your lonely sky

 


معلم اومد تو کلاس گفت آقا میخوایم یه تیاتر راه بندازیم، کی میخواد نقش گوسفندو بازی بکنه؟ آقا به حرضت عباس، به حرضت عباس کل کلاس ایجوری دستاشونو گرفتن، همه جز حاجیت... بعد گفت کی میخواد نقش گرگو بازی بکنه؟ ما گفتیم آقا ببخشید نقش جک و جونور دیگه ای، الاغی، فیلی، شیری، پلنگی، چیزی نداری بدی به ما؟ گفت نه، یا بایست گوسفند باشی یا گرگ! بعد از اون بود که ما تو زندگیمون فهمیدیم آقا یا بایست گرگ باشی یا گوسفند، یا بایست بزنی یا می زننت، یا بایست بخوری یا می خورنت، یا بایست بمالی یا می مالنت. حالا ما اشتباه کردیم ولی از یه گرگ بارون دیده به شما نصیحت، یعنی گرگم شدین جهنم، بشین! ولی این تن بمیره، جون هر چی مرده گوسفند نباشید تو زندگیتون!

حمید فرخ نژاد [دیالوگ حذف شده فیلم گشت ارشاد]


پ.ن 1: از من یه نصیحت به شما. تو زندگیتون سعی کنید با هیشکی رو درباسی نداشته باشید! 
پ.ن 2: این روزا یه جورایی عصبانی ام و  اخلاقم سگیِ سگیه! اصلاً دوست و دشمن حالیم نیست! هر کی بد حرف بزنه، بد جوابشو میدم :| به درک که دلخور بشن :|
پ.ن 3: در حال حاضر از 90% افراد دور و ورم حالم بهم میخوره. 
پ.ن 4:  گاهی وقتا باید خشم درونتو رو آزاد کنی.




1- حس خوبیه یه روز زمستونی صبح ساعت هفت از خواب پاشی بری روزنامه بخری، صبحانه هم چای و نون داغ و پنیر، بشینی کنار بخاری و جدول حل کنی! نه منتظر اومدن کسی هستی و نه دلتنگ رفتن کسی.

2- کاش خدا تو زندگیم علاوه بر Repeat یه دکمه Shuffle هم اضافه می کرد. خسته شدم از این هوا.

3- دل نبند که تَش تلخیه، میشی مث من، نفس تخلیه...

4- این دلتنگیا رو، این سردرد ها رو با هیچ قرصی نمیشه درمون کرد مگه اینکه بری بغل مامانت و مث بچگی هات آروم بگیری...

5- میگفت اگه تموم این خونه رو پر از طلا کنن حاضرم نیستم یه تار موی پسرم رو بدم بشون. این حس پدریه پس حس مادری دیگه چجوره؟

6- تعریف تنت رازم، من با تو نمی بازم، گر بار دگر خواهی طرحی دگر اندازم...

7- تمام احساساتم رو مدفون کردم زیر صدای این هدفون...

8- بعضی از آدما ارزش بدنی که اشغال کردن رو ندارن. یکیشون هم تو...

9- اگر چه در تنهایی خویش مرده ایم، دل به هر کس و ناکس نسپرده ایم!

10- ترجیح میدم خوب باشم و خودمو بد نشون بدم تا این که بد باشم و خودمو خوب نشون بدم.

11- با زخم باید تا کرد، طول میکشه ولی بالاخره خوب میشه. زخم ما هم خوب شد تا بسوزد دل جمعیت.

12- تو این بیست سال زندگیم اول به یه علامت سوال رسیدم و الان به یه علامت تعجب!

13- به چیزی که دل نداره، دل نبندید. ماشین، خونه، گوشی، کتاب و مخصوصاً آدمش.

14- بی تفاوتی چقد لذت بخشه! می فمی؟

15- گرچه می گفت که زارت بکشم می دیدم // که نهانش نظری با من دلسوخته بود...

16- مامانم میگه به بعضی آدما هر چقد هم خوبی کنی فایده نداره چون دستت نمک نداره.

17- گاهی ابراز تنفر به یه نفر در ابتدای کار، همون ابرازه عشقه.

18- این همه مدت نمی خواستم بت بگم چجوری تموم کنیم، می خواستم بگم چجوری باید شروع کنیم.

19- زندگی مث یه فاحشه می مونه که بت انداخته باشن.

20- با هر دینی که حساب می کنم میرم جهنم.

21- احساسم مث احساس یکی از ماده های قانونی اساسیه که حذف شده! فقط اسمش هست، خودش نیس :|

22- باورش سخته ولی صد سال دیگه از ما فقط یه اسم باقی می مونه روی یه سنگ.

23- می خوام چیزی بگم... اما... گلومو بغض می گیره :(

24- نبض احساستو میگیرم و حالت خوش نیست // این دفعه نیت من خیره تو فالت خوش نیست

25- یکی هست تو قلبم که هر شب واسه اون می نویسم و اون خوابه...

26- یه روز خودم رو از یه برج بلند میندازم پایین. قبلش به همه میگم به خاطر آدرنالین بوده تا دلت بسوزه!

27- کلستریدیوم، باسیل، استرپتو، استافیلو، کوکوس و ... بابا تف به هر چی فرم و رنگ و دسته بندی، بسه تبعیض! 

28- وصیت می کنم روی قبرم یه آنتن وایرلس نصب کنن. رو اینترنتشم پسورد نذارن. تن زنده مون که این دنیا ثوابی عایدش نشد، شاید از مرده مون یه بخاری بلند شه.

29- تو دنیایی زندگی می کنیم که زمینشم گیجه و دور خودش میگرده، چه برسه به ما.

30- من چه می دونم چرا گرگا اهلی نمیشن و سگا مث قناری ها نمی خونن. باور کن نمی دونم.

31- اینایی که لذت های دنیا رو ترک کردن به امید خوابیدن با حوری ها تو اون جهان. میگم اینا آدمن؟

32-  برای ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﺑﻮﺩﻥ، ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﻧﯿﺎﺯ ﻧﯿﺴﺖ ﺟﺰ ﺑﻪ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﻥ! ﭘﺲ ﺗﺎ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯽ ﺧﺮ ﺑﺎﺵ ﺗﺎ ﺧﻮﺵ ﺑﺎﺷﯽ!

33- یه بار تو یه هفته جمعاً ده دقیقه هم حرف نزدم. بابام مسخره ام میکرد و میگفت روزه سکوت گرفتی :|  

34- ما همه حاصل یه شوخی کوچکیم که زیادی دنیا رو جدی گرفتیم.

35- به یاد سی و پنج...


.. THE END ...